جمال الدين محمد الخوانساري

641

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كه « فرا گرفتن اندك از خير » كه در اينجا آن قدريست كه استطاعت آن داريد « بهترست از ترك بسيار » يعنى از اين كه آن را هم با آنچه استطاعت آن نداريد ترك كنيد . مخفى نماند كه اين حكايت برادر ونقل أوصاف أو در كتاب مستطاب نهج البلاغة نيز نقل شده وابن أبي الحديد شارح آن كه از أكابر فضلاى أهل سنت است گفته كه : جمعى گفته‌اند كه : مراد به « آن برادر » رسول خداست صلّى اللّه عليه وآله ، وبعيد شمرده‌اند اين را جمعى بسبب قول آن حضرت « وبود ضعيف ضعيف شمرده شده » باعتبار آنچه نقل شده از وصف أو بشجاعت ، زيرا كه آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله گفته نمىشود در صفات أو مثل اين كلمه هر چند ممكن است تأويل آن بنرمى كلام أو وملايمت أخلاق أو ، نهايت عبارت لايق نيست بآن حضرت صلّى اللّه عليه وآله . وقومي گفته‌اند كه : أو أبو ذر غفاريست ، واين را نيز بعيد شمرده‌اند قومي ، باعتبار آنچه نقل شده از وصف أو بشجاعت ، زيرا كه أو موصوف ومعروف بشجاعت وبسالت نبود ، وگروهى گفته‌اند كه : أو مقداد بن أسود بوده كه از شيعهء مخلصين آن حضرت عليه السّلام بوده وشجاع وجهاد كننده ونيكو طريقه بوده ، وگروهى گفته‌اند كه : آن اشاره ببرادرى معين نيست بلكه كلاميست كه جارى شده بعنوان مثل وابن عادت عربست چنانكه مىگويند در أشعار : « گفتم بمصاحب خود » و « اى دو مصاحب من » وشارح مذكور اين قول را ترجيح داده ، واين بگمان فقير بسيار بعيد است . ومحقق بحراني ابن ميثم ( ره ) نيز در شرح خود قولي نقل كرده كه مراد أبو ذر غفارى است وقولي ديگر نقل كرده كه مراد عثمان بن مظعون است « 1 » واللّه

--> ( 1 ) قويّا محتمل است بلكه مظنون بظنّ متاخم بعلم آنست كه اين كلام را آن حضرت عليه السّلام در حق مالك أشتر نخعى رضوان اللّه عليه فرموده باشد چنانكه در حق أو نيز در جاى ديگر فرموده : كان مالك لي كما كنت لرسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله ، وهمهء أوصاف نيز قابل انطباق با وى است ، توهم نشود : كه : « وكان ضعيفا مستضعفا » با حال مالك نمىسازد زيرا از ملاحظهء حالات أو بر مىآيد كه مالك ( ره ) در غير موقع جنگ خيلى ساده ومتواضع وفروتن بوده چنانكه از قصهء كه در مجموعهء ورّام وغير آن آورده‌اند معلوم مىشود ومحصّل آن اينست كه سبزى فروشى بعنوان مسخره واهانت ساقهء سبزيى در موقع عبور مالك از بازار باو پرتاب كرد مالك بمقام جواب أو بر نيامده بمسجدى رفت ، مردم سبزى فروش را گفتند كه : اين مالك اشتر نخعى دلير مشهور وسردار معروف است ، أو از دنبال وى دويد تا عذر بخواهد مالك را يافت كه بمسجدى در آمده نماز مىخواند ، چون مالك نماز را تمام كرد سبزى فروش با نهايت تضرّع جلو آمده عذر خواست مالك فرمود كه من بقصد آمرزش خواستن از خدا براي تو نسبت باين معامله كه با من كردى اين نماز را خواندم . پس تمام أوصاف منطبق با أو مىتواند شد ومنافاتى با اين مدعا ندارد مگر اين كه از خارج معلوم شود كه صدور اين كلام از آن حضرت قبل از وفات مالك باشد چه در اين صورت با عبارت « وكان لي فيما مضى أخ » مخالف خواهد بود واگر نه از هيچ جهت مانعى از اين تطبيق بنظر نمىآيد مگر از راه صحابي بودن وتابعي بودن زيرا بنظر مىآيد كه كسى را كه أمير المؤمنين عليه السّلام برادر خود در زمان گذشته بخواند بايد صحابي باشد مانند خود آن حضرت نه تابعي مانند مالك ، وشايد نظر شريف اين بزرگان كه مالك را با صاحب اين أوصاف منطبق نفرموده‌اند باين نكته متوّجه بوده است واللّه العالم بحقيقة المراد .